نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The yield curve plays a pivotal role in assessing government financing costs, measuring risk, and forming interest rate expectations. As dependence on public debt rises, accurate yield curve estimation becomes increasingly critical. While previous empirical studies in Iran have focused exclusively on Islamic Treasury Bills (ITBs), this study estimates the yield curve using a combined dataset of ITBs and Government Murabaha Bonds (GMBs) through the Nelson-Siegel (NS), Nelson-Siegel-Svensson (NSS), and spline models. Incorporating GMBs enhances curve fitting, although ITBs alone provide adequate estimates. The Diebold-Mariano test indicates no significant differences among models when using only ITBs. However, with the combined dataset, the baseline model outperforms the spline approach, though without a statistically significant advantage over the Nelson-Siegel model. Collinearity is rejected for the NS specification but confirmed for the NSS model. Analysis of the level (β₀) and slope (β₁) factors reveals stationary dynamics, suggesting stable underlying processes. Given the limited maturity diversity and low trading volumes in Iran's debt market, the NS model is recommended for practical applications. Several policy measures—including issuing securities with broader maturity ranges, introducing short-term zero-coupon and long-term inflation-indexed instruments, publishing a transparent issuance calendar, and enhancing coordination between the Ministry of Economy and the Central Bank—would improve data quality, yield curve continuity, and monetary policy effectiveness
کلیدواژهها English
1. مقدمه
برازش دقیق منحنی بازده (Yield Curve) اهمیت حیاتی دارد، زیرا این منحنی، نقش اساسی در تعیین هزینهٔ (Servicing cost) تأمین مالی دولت، ارزیابی ریسک، شناسایی نرخهای آتی و پیشبینی تغییرات کوتاهمدت و بلندمدت نرخ سود ایفا میکند. بانکهای مرکزی نیز این منحنی را برای تصمیمگیری در عملیات بازار باز بررسی میکنند. پس ادبیات علمی توجه ویژهای به ابعاد این موضوع داشته است. در ایران، نظر به نو بودن بازار بدهی در کشور، مطالعات اقتصادی و مالی توجه بایستهای به این موضوع نشان ندادهاند و مطالعات موجود نیز صرفاً اسناد خزانهٔ اسلامی[1] را مورد توجه قرار دادهاند؛[2] ولی مقالهٔ حاضر با توجه به سهم عمدهٔ اوراق مرابحهٔ عام دولتی[3] از اوراق اسلامی دولت با استفاده از مجموعهای از دادههای آماری (Data Set) هموارسازیشده از آنها بهصورت تفکیکی و یکجا با تکیه بر خانوادهٔ مدلهای نلسون-سیگل[4] به استخراج منحنی اوراق مذکور و اجزای نهفتهٔ (Latent Factors) آن یعنی سطح (Level)، شیب (Slope) و انحنا (Curvature) پرداخته است. پرسش این است که آیا افزودن دادههای اراد باعث تقویت برازش میشود و بهترین مدل برای برازش منحنی کدام است. فرضیهٔ اول این است که دادههای ترکیبی اَخزا و اراد باعث تقویت برازش منحنی بازده اوراق دولتی در ایران میشود. در صورت تأیید، این یکی از مشارکتهای جدی این پژوهش خواهد بود. فرضیهٔ دوم این است که در دادههای اَخزا تفاوت معنیداری بین مدلهای جایگزین یعنی نلسون-سیگل-اسونسون (Nelson, Seigel and Svenson (NSS))، نلسون-سیگل و اسپلاین (Splin) وجود ندارد، ولی در مجموعههای ترکیبی، تفاوتها معنیدار خواهد بود. مبنای آزمون فرضیهٔ مذکور آزمون دایبولد-ماریانو[5] است. پس از پرداختن به پیشینهٔ پژوهش و مبانی نظری در بخش دوم، در بخش سوم دادهها و مدل ارائه میشود و در بخش چهارم براساس دادههای آماری هموارسازیشده، منحنی و عوامل استخراج و در بخش پنجم نتایج ارائه و پیشنهادهای پژوهشی-سیاستی ارائه شده است
2. پیشینهٔ پژوهش و مبانی نظری
منحنی یا ساختار زمانی نرخ سود (Term Structure) اوراق دولتی رابطهٔ بین نرخ بازده تا سررسید اوراق بدون ریسک دولتی و سررسیدهای مختلف آنهاست که انتظارات بازار از نرخهای سود، تورم و ریسک نقدشوندگی را منعکس میکند. انواع منحنیهای بازده و تفسیر اقتصادی اَشکال مختلف آن در جدول و جدول آمده است. هرچه حجم معاملات، تنوع سررسید (Maturity)، انواع سودبرگ (Coupon) و اختیارهای معاملاتی (Options) بیشتر باشد، منحنی اعتبار بیشتری دارد. ترسیم دقیق منحنی به دولت کمک میکند تا استراتژی تأمین مالی خود را اعم از تعیین سهم بار سود (Interest Burden)، بهینهیابی سررسیدها، تعیین نرخ سودبرگ و ... مشخص کند.
جدول (1): انواع منحنیهای بازده
|
کاربرد اصلی |
تعریف |
نوع منحنی |
|
|
تحلیل سیاست پولی، انتظارات تورمی و ریسک نقدینگی |
منحنی بازده تا سررسید اوراق بدون ریسک با سررسیدهای مختلف در یک روز |
منحنی بازده |
1 |
|
ارزشگذاری، پیشبینی نرخ برای سررسیدهای بلندمدت |
منحنی بازده براساس اوراق بدون سودبرگ در یک روز |
منحنی نرخ نقطهای |
2 |
|
مقایسه نرخ بازار اوراق با سودبرگ |
منحنی بازده بر این مبنا که قیمت معاملهٔ اوراق مساوی با ارزش اسمی باشد. |
منحنی نرخ اسمی |
3 |
|
تحلیل انتظارات بازار از نرخهای آتی و استراتژیهای پوشش ریسک |
مثلاً انتظار بازار از نرخ ورقهٔ یکساله در یک سال بعد معادل نرخ آتی یکویک است: F(1,1) |
منحنی نرخهای آتی |
4 |
|
سنجش اثر سیاست مفروض بر منحنی در آینده |
پیشبینی منحنی بازده برای آینده (غیر از امروز) |
منحنی در آینده |
5 |
منبع: یافتههای تحقیق
2-1. مدلهای تخمین منحنی بازده
وسیچک[6] مدلهای تصادفی تعادلی (Stochastic equilibrium models) را با هدف توصیف پویایی نرخ سود معرفی کرد. این مدل براساس چهارچوبهای آفین (Affine/No Affine models)، پویاییهای نرخ سود را با ویژگی بازگشت به میانگین (mean-reverting) و محدودیتهای اقتصادی واقعبینانهتر توضیح میدهد. برای تحلیل ریسک و قیمتگذاری مشتقات نرخ سود نیز کاربرد دارد. کاکس، اینجرسول و راس ملقب به مدل CIR[7] کار وسیچک را به نحوی اصلاح کردند که امکان منفی شدن نرخهای سود را منتفی میکرد. سینگلتون[8] به تحلیل ساختار ریسک در مدلهای تعادلی-تصادفی خطی پرداخت و نشان داد که تغییرات در بازده اضافی مورد انتظار (Expected excess return)، ناشی از تغییرات در انتظارات بازار و ریسکهای کوتاهمدت است. سنت تعادلی، معمولاً بر استفاده از مدلهای آفین تمرکز دارد و نرخ سایر سررسیدها را تحت مفروضات مختلف در مورد صرف ریسک (risk premium) استخراج میکند. این مدل، پایهای برای توسعهٔ مدلهای بدون آربیتراژ (no-arbitrage models) و مدلهای عاملی (Factor Models) پویا شد. نسخههای تعادلی-پارامتریک مثل پلی میان مدلهای تجربی و مدلهای اقتصادی عمل میکنند. فریدمن[9] بر اهمیت مدلهای صرفهجویانه (Parsimonious) (کمپارامتر) تأکید کرد. مدلهای سادهتر میتوانند با حذف پیچیدگیهای غیرضرور، برازش مؤثری ارائه کنند. این دیدگاه، مبنایی برای توسعهٔ مدلهای تجربی مانند مدل نلسون-سیگل، اسپلاین و کرنل اسموتینگ فراهم کرد.
مدلهای تجربی که شکل خاصی از تابع تنزیل (Discount Function) را مفروض میگیرند از روشهای بازنمونهگیری (Bootstrapping) یا الگوریتمهای تکراری، منحنی را بهصورت گامبهگام استخراج میکنند. در این میان، خانواده مدلهای پارامتریک NS یکی از مؤثرترین روشها برای تخمین سطح، شیب و انحنای منحنی شناخته میشود. از نظر مککولاچ[10] مدلهای سادهٔ خطی یا چندجملهای (Polynomial) نمیتوانند شکل واقعی منحنی را توصیف کنند، زیرا انعطاف کافی ندارند و باعث بروز خطا در نقاط با شیب یا انحنای شدید میشوند. او مدل غیرپارامتریک اسپلاین چندجملهای (piecewise polynomial splines) را معرفی کرد. تنگارد[11] با استفاده از اسپلاین به هموارسازی دادههای اوراق با سودبرگ پرداخته، زمینه را برای توسعهٔ تکنیکهای انعطافپذیرتر فراهم کرد. همچنین، لینتو و همکاران[12] روشهای غیرپارامتریک هموارسازی کرنل Kernel Smoothing (KS)) (مبتنی بر توابع هستهای مانند پنجرهٔ پارزن (Kernel density estimation or Parzen-window method)) را در تخمین منحنی به کار گرفته، مزیت آن را در مواجهه با ساختارهای غیرخطی و دادههای نویزی نشان دادند. لیو و وو[13] با این مدل، بدون فرض تصریح خاص در مورد فرم تابع با استفاده از پهنای باند تطبیقی ((adaptive bandwidth، منحنی جدیدی از اوراق آمریکا ارائه کردند که با وزندهی به اطلاعات محلی (Local)، بیشتر آنها را حفظ میکند و خطای قیمتگذاری را کاهش میدهد.[14] این مدلها گرچه انعطافپذیری بالاتری دارند، دچار خطر بیشبرازش (Overfitting) و عدم قابلیت تفسیر اقتصادی (در مقابل مدلهای صرفهجویانه) هستند. هر یک از روشهای تجربی در شرایط خاصی برتری دارند. مدل NS با بهرهگیری از پارامترهای قابل تفسیر اقتصادی، در تحلیلهای کلان و پیشبینی نرخهای سود عملکرد مناسبی دارد؛ درحالیکه روش هموارسازی کرنل و اسپلاین در بازسازی دقیق دادههای تجربی و ثبت نوسانات محلی مؤثرتر است. پس معاملهگران از اسپلاین و کرنل و اقتصاددانان از خانوادهٔ NS استفاده میکنند. بلیس[15] تعدادی از مدلها را مقایسه کرد، مدلهای صرفهجویانه مانند NS را نسبت به روشهای انعطافپذیرتر، بهتر یافت. این مدل با تفسیر اقتصادی روشن و قابلیت برازش منعطف به یکی از ابزارهای اصلی در تحلیل ساختار زمانی نرخ سود و سیاستگذاری مالی تبدیل شده است. اینجا به دلیل مرجعیت خانوادهٔ NS در بین بانکهای مرکزی[16] همین رویکرد مبنا قرار گرفته با اسپلاین مقایسه شده است. در ادامه به معرفی بیشتر خانوادهٔ مدلهای NS میپردازیم.
2-2. خانواده مدلهای NS
روش غیرپارامتریک اسپلاین در برازش بر اساس دادههای واقعی عملکرد مناسب، اما در موضوع برونیابی (Extrapolation) نرخهای بلندمدت ضعیف بود.[17] نلسون-سیگل در راستای حل مسئلهٔ فوق مدل صرفهجویانهای ارائه کردند که در قالبی پارامتریک (معادله 1) با چهار مؤلفه سطح (L)، عامل شیب (S)، عامل انحنا (C) و پارامتر نرخ زوال (λ) طراحی شده است:
1) y(τ)=β₀+β₁*((1 - e^(−λτ))/(λτ))+β₂*(((1 e^(−λτ))/(λτ))−e^(−λτ))
نلسون-سیگل
عامل سطح، مهمترین مؤلفه، بیانگر نرخ سود بلندمدت است و تغییر آن بر نرخها در تمامی سررسیدها اثر میگذارد و نقشی کلیدی در سیاستگذاری پولی و تعیین نرخ سیاستی (Policy rate) دارد و در طراحی استراتژیهای تأمین مالی دولت مورد استفاده است. عامل شیب، تفاوت میان نرخهای بلندمدت و کوتاهمدت را بازتاب میدهد و در جایگاه شاخصی پیشنگر برای شناسایی چرخههای تجاری به کار میرود؛ بهگونهای که شیب مثبت معمولاً نشاندهندهٔ انتظار رشد اقتصادی و شیب منفی نشانهای از رکود قریبالوقوع است.[18] عامل انحنا که گاهی از آن با عنوان تحدب یا تقعر یاد میشود، تغییرات نرخهای میانمدت در افق کوتاهمدت را منعکس میکند. این عامل بهویژه در شرایط نوسان بازار و نااطمینانی اقتصادی اهمیت دارد و معیاری برای پیشبینی واکنشهای کوتاهمدت بخش خصوصی به تغییرات سیاست پولی است. انحنای بالای منحنی معمولاً نشاندهندهٔ بیثباتی بیشتر در انتظارات بازار است و میتواند به کاهش سرمایهگذاری و مصرف منجر شود. اسونسون[19] نسخهٔ دیگری (معادله 2) از مدل NS را با افزودن مؤلفه انحنای دوم جمعاً 6 پارامتر[20] ارائه کرد:
2) y(τ)=β₀+β₁*((1-e^(−λ₁τ))/(λ₁τ))+β₂*(((1-e^(−λ₁τ))/(λ₁τ))−e^(−λ₁τ))+β₃*(((1-e^(−λ₂τ))/(λ₂τ))−e^(−λ₂τ))
معادله نلسون-سیگل-اسونسون
بسته به مقادیر این پارامترها، مدل اشکال متنوعی از منحنی را بازنمایی میکند؛ ازجمله ساختارهای صعودی، نزولی یا محدب. (جدول )[21] این نسخه، انعطافپذیری بیشتری در برازش منحنیهای پیچیدهتر داشت و در سررسیدهای طولانیتر با استفاده از روش حداکثر درستنمایی (Maximum Likelihood) برازش بهتری فراهم کرد. مسعودی و همکاران[22] به مقایسهٔ مدلهای صرفهجویانهٔ NSS و NS در برازش منحنی اَخزا پرداختند و مدل اسونسون را مرجح دانستند. گورکایناک و همکاران[23] با NS، منحنی آمریکا را تخمین زدند، اما نتایج در بخشهای کوتاهمدت و بلندمدت دچار خطای برازش و برونیابی بودند و بسط اسونسون را ترجیح دادند. یکی دیگر از نسخههای خانواده NS عبارت است از NS بدون آربیتراژ (AFNS) که کریستنسن و همکاران[24] آن را طرح کردند تا ساختار انعطافپذیر مدل NS را با اصول نظریه قیمتگذاری داراییها ترکیب کنند؛ بهطوری که منحنی حاصل از مدل با عدم وجود فرصت آربیتراژ سازگار باشد. این مدل بهویژه برای بازارهایی که مشتقات نرخ سود در آنها فعال هستند، بسیار کاربردی است. با استفاده از آن، انتظارات بازار از نرخهای سود آتی استخراج و تأثیر سیاستهای پولی بر منحنی بررسی میشود. مدل NS، گام مهمی در پیشبینی نرخهای آتی بود؛ گرچه در بعضی سررسیدها مخصوصاً بلندمدت با مشکل خارج شدن از حد (Overshooting) مواجه بود.[25] به همین دلیل، دایبولد و لی[26] NS پویا (Dynamic Nelson Seigel (DNS)) را معرفی کردند که ادعای پیشبینیهای بهتری نسبت به مدل بدون آربیتراژ و NS سنتی دارد. محمدی اقدم و همکاران[27] با انتخاب مدل NS پویا به تخمین منحنی اَخزا پرداخته و با استفاده از خودرگرسیون برداری-گارچ، الگوریتم مبتنی بر تقویت گرادیان ذیل یادگیری سطحی و مدلهای شبکهٔ عصبی پیچشی به پیشبینی مقادیر آتی عوامل سهگانه پرداختند؛ سپس دقت برآورد را آزمودند، روش خودرگرسیون برداری-گارچ را در تخمین سطح و مدلهای یادگیری عمیق را در رابطه با دو عامل شیب و انحنا روش بهتر تشخیص دادند. این مدل نیازمند تراکم زیادی از دادههای آماری مرتبط است که در ایران نایاب است.
از چالشهای اصلی در بهکارگیری مدلهای NS و NSS، همخطی (Multicollinearity) میان پارامترهای شیب و انحنا است؛ زیرا توابع پایهای در بسیاری از سررسیدها بهویژه افقهای کوتاهمدت، شکلهای مشابهی دارند و بهسختی تفکیک میشوند.[28] این، منجر به ناپایداری در برآورد ضرایب و کاهش دقت پیشبینی میشود. برای رفع آن، راهکارهایی ازجمله مفروضگرفتن (Given) پارامترهای نرخ زوال (Decay rate) (λ1,2)، حذف مؤلفهٔ انحنای دوم و استفاده از فرم سادهتر NS، بهکارگیری روشهای تنظیمگر[29] (Ridge regression) یا اعمال قیود اقتصادی بر ضرایب بهمنظور محدودسازی دامنهٔ تغییرات آنها[30] پیشنهاد شده است.
جدول (2): پارامترهای NS و NSS و نقش آنها در مدل و تحلیل آنها
|
نحوه تحلیل تغییرات |
تفسیر اقتصادی |
نقش در مدل |
پارامتر |
ردیف |
مقدار بزرگتر: انتظارات بالاتر نسبت به نرخهای آتی |
نرخ سود تعادلی بلندمدت یا انتظارات بازار از نرخهای پایدار |
سطح پایدار منحنی در افقهای طولانی |
β₀ (Long-term level) |
1 |
|
- |
جهت اولیه منحنی و پاداش سررسید |
اختلاف بین نرخهای کوتاهمدت و بلندمدت |
β₁ (Slope) |
2 |
|
مقدار مثبت (منفی): برآمدگی (فرورفتگی) |
وجود برآمدگی یا فرورفتگی در میانه منحنی |
شکل محدب یا مقعر در سررسیدهای میانی |
β₂ (Curvature 1) |
3 |
|
تعیین شدت و جهت اصلاح انحنا در نواحی میانی/بلندمدت |
امکان شکلهای پیچیدهتر در منحنی بازده |
انعطاف بیشتر در بخشهای میانی و بلندمدت |
β₃ (Curvature 2) |
4 |
|
مقدار بزرگ: زوال سریع؛ مقدار کوچک: اثر پایدارتر |
ماندگاری اثرات کوتاهمدت و میانی |
سرعت محو شدن اثر β₁ و β₂ |
λ₁ (Decay factor 1) |
5 |
|
مقدار کوچک: خمیدگی دوم ماندگارتر |
مشابه λ₁ اما برای انحنای دوم |
سرعت محو شدن اثر β₃ |
λ₂ (Decay factor 2) |
6 |
جدول (3): انواع اَشکال هندسی منحنیهای بازده و تفسیر اقتصادی آن
|
تفسیر اقتصادی |
تعریف |
شکل منحنی بازده |
|
انتظار بازار از رشد اقتصادی و افزایش احتمالی نرخهای سود در آینده |
نرخهای بلندمدت بالاتر از نرخهای کوتاهمدت |
صعودی |
|
شاخص پیشنگر قوی برای رکود، انتظار کاهش نرخ سود توسط بانک مرکزی |
نرخهای کوتاهمدت بالاتر از نرخهای بلندمدت |
نزولی |
|
حاکی از عدم اطمینان در مورد مسیر آتی اقتصاد یا انتقال بین دورهٔ رشد و رکود |
نرخهای کوتاهمدت/بلندمدت تقریباً برابر |
تخت |
|
انتظار افزایش موقت نرخ سود یا شوک نقدینگی ناشی از سیاستهای پولی مقطعی |
نرخهای میانمدت بالاتر از کوتاهمدت/بلندمدت |
کوهانی |
|
کمتر رایج؛ شاید حاکی از انتظار بازار از نوسانات بالا یا شرایط غیرعادی مالی |
نرخهای کوتاهمدت/بلندمدت بالاتر از میانمدت |
U-شکل یا مقعر |
منبع: یافتههای تحقیق
3. معرفی دادهها و مدل
استفاده از اوراق با سودبرگ در مطالعات خارجی معمول است، چراکه دادههای کافی از اوراق بدون سودبرگ در سررسیدهای مختلف (مخصوصاً بالاتر از 1 سال) وجود ندارد. در ایران با توجه به محاسبهٔ روزانهٔ نرخ نقطهای این اوراق در تارنمای فرابورس ایران دغدغهٔ دوم وجود ندارد. از سویی، سهم اَخزا از انتشار اوراق و همچنین حجم ریالی معاملات در 5 سال اخیر کاهش یافته است. (نمودار 1)[32] با توجه به سهم عمدهٔ اراد، استفاده از دادههای ترکیبی، برازش منحنی را تقویت خواهد کرد. (فرضیهٔ 1) با پایتون، منحنیهای اَخزا و اراد هموارسازیشده بهصورت جداگانه و مجموع با استفاده از خانوادهٔ مدلهای NS و اسپلاین برازش و مقایسه خواهد شد.
نمودار (1): سهم اَخزا از تأمین مالی اوراقی دولت (نمودار اول) و مقایسهٔ ارزش ریالی معاملات اَخزا و اراد (نمودار دوم)


منبع: نشریۀ مرکز مدیریت بدهیها و داراییهای مالی عمومی وزارت اقتصاد، شهریور 1404
3-1. اهمیت هموارسازی دادهها
هموارسازی دادهها برای برازش منحنی حتی در بازارهای عمیق ضروری است. مسعودی و همکاران،[33] اَخزاها با سررسید کمتر از 1 ماه، بیش از 3 سال، روزهایی با کمتر از 5 نماد، معاملات عمده، دادههای پرت (Outlier) با سه انحراف معیار و معاملات کمتر از 5 میلیون تومان را حذف کردند. گورکایناک و همکاران،[34] اوراق با اختیار خرید یا فروش، اوراق با کمتر از 3 ماه تا سررسید، اوراق تازه منتشرشده به دلیل معامله به صرف (Permium) و اوراق کوتاهمدت را به دلیل نقدشوندگی پایین و تقاضای بخشبندیشده (Segmented Demand) حذف کردند.
در نمودار 2 سری زمانی نرخ بازدهی اَخزا و اراد در سررسیدهای مختلف آمده است. سقف سررسید اوراق در اَخزا 3 و در اراد 5 ساله است که با توجه به عدم استقبال بازار از اوراق بلندمدت، دولت درصدد حذف اوراق 5 سالهٔ اراد برآمده که این مشکلاتی را برای تخمین اراد ایجاد میکند. عدم تنوع سررسیدها، فقدان داده در بسیاری از سررسیدها، حجم و تواتر کم معاملات و ناهمواری زمانی انتشار اوراق از سوی دولت ازجملهٔ سایر مشکلات آماری این پژوهش است. معاملات ثانویهٔ اَخزا و اراد در نرخهای غیرمعمولی پدیدهای معمول است (نمودار 3). یکی از مسائل این است که اوراق با سررسید و ریسک یکسان در یک روز معاملاتی در نرخهای کاملاً متفاوتی معامله میشوند. مثلاً در نمودار 3، تعداد 3 نماد معاملاتی با سررسید کمتر از 1 ماه در اوراق اَخزا وجود دارد که 2 عدد از آنها در نرخهای پایینتری معامله شدهاند.[35]
نمودار (2): سری زمانی نرخ بازدهی اَخزا (نمودار اول) و اراد (نمودار دوم) در سررسیدهای مختلف از ابتدای انتشار


منبع: یافتههای تحقیق
نمودار (3): وجود معاملات با نرخهای غیرمعمول در اَخزا و اراد در روز 11 دی 1403

منبع: یافتههای تحقیق
3-2. دادههای اَخزا، اراد و روش هموارسازی
در جدول4 با استفاده از تارنمای فرابورس اَخزا و اراد به تفکیک از ابتدا[36] تا تاریخ پنجم شهریور سال 1404 بهصورت روزانه جمعآوری شده است.[37] در جدول 5 و جدول 6 روزهایی با بهترین حجم ریالی معاملات برای اَخزا و اراد[38] ارائه شده است.
جدول (4): معرفی دو بال اصلی تأمین مالی اوراقی دولت
|
اوراق مرابحه عام دولتی |
اسناد خزانه اسلامی |
نام اوراق |
|
اراد |
اَخزا |
نماد اوراق |
|
191 |
120 |
تعداد کل نمادهای منتشرشده |
|
92 |
16 |
تعداد نمادهای سررسیدنشده |
|
670 همت |
79.7 همت |
حجم ریالی اوارق سررسیدنشده |
|
1398-12-25 |
1394-07-08 |
تاریخ آغاز معاملات ثانویه |
|
1404-04-31 |
1403-07-24 |
پرحجمترین روز معاملاتی |
جدول (5): بهترین روز معاملاتی اَخزا و جزئیات مربوطه
|
انحراف معیار نرخ اوراق |
ارزش معاملات (میلیارد تومان) |
تعداد ورق معاملهشده |
تعداد نماد معاملهشده |
روز معاملاتی اَخزا |
|
1.069 |
761 |
12,846,225 |
23 |
1403-07-24 |
جدول (6): بهترین روز معاملاتی اراد و جزئیات مربوطه
|
انحراف معیار نرخ اوراق |
ارزش معاملات (همت) |
تعداد ورق معاملهشده |
تعداد نماد معاملهشده |
روز معاملاتی اراد |
|
3.086 |
19.4 همت |
207,881,319 |
10 |
1404-04-31 |
اینجا، 18 مجموعهٔ آماری مختلف (یکتا (Unique Data Set)) احصا شده است. (جدول 7 و جدول 8) مثلاً در مجموعهٔ 3 برای نمادهای اَخزا، 50 روز برتر معاملاتی با ملاک ترکیبی میانگین حسابی حجم ریالی و تعداد نماد انتخاب شد. در هر روز از 50 روز برتر، معاملات پرت با ملاکهای حداقلی و حداکثری فیلتر شدند. در فیلتر حداقلی 1. اوراق با بازدهی منفی؛[39] 2. اوراق با سررسیدهای کمتر از 1 ماه؛ 3. اوراق با 3 برابر انحراف معیار کمتر و بیشتر از میانگین نرخ روزانه و 4. روزهای با کمتر از 7 نماد معاملاتی (6 پارامتر داریم) حذف شدند. در نتیجه تعداد روزهای معاملاتی اَخزا و اراد به ترتیب از 2308 و 1190 روز به 1768 و 522 روز رسید. نمودار (4) پراکنش انحراف معیار معاملات روزانه در برابر روزهای معاملاتی برای اَخزا و اراد، بعد از اعمال این فیلتر، است. معاملات اَخزا در بیشتر روزها انحراف معیار کمتری نسبت به معاملات اراد دارد و ضریب تغییرات بیشتر روزها برای اَخزا زیر 0.1 است.[40] در روش حداکثری با هدف حذف بهتر دادههای پرت مخصوصاً برای اراد، معاملات دورتر از میانگین به ترتیب از 3 تا 1 انحراف معیار بهصورت گامبهگام حذف شدند تا جایی که ضریب تغییرات (Coefficient of Variation) معاملات برای همهٔ روزهای نمونه معادل 0.1 شود. در نتیجه، تعداد روزهای معاملاتی اَخزا و اراد از 1768 و 522 به 1762 و 381 روز رسید.
نمودار پراکنش انحراف معیار معاملات روزانه در روش حداکثری است؛ همچنین برای داشتن توزیع مناسب روزهای معاملاتی در کل دوره، در هر ماه، حداکثر 3 منحنی برازششدهٔ برتر فهرست میشوند. در نهایت شرط نمونههای ترکیبی، وجود دستکم 7 نماد اَخزا و 7 اراد در هر روز است.
جدول (7): مبانی طبقهبندی مجموعههای آماری
|
بهترین مجموعهٔ آماری |
|||||||
|
بر حسب اوراق |
بر حسب بهترین روزهای مجموعه |
بر حسب فیلتراسیون |
|||||
|
اَخزا (A) |
اراد (E) |
مجموع (T) |
حجم ریالی (V) |
تعداد نماد (C) |
میانگین حسابی حجم و تعداد (S) |
حداقلی (F) |
حداکثری (N) |
جدول (8): ترکیب مجموعهٔ 18 گانه
|
اوراق تحت بررسی (A/E/T) |
ملاک انتخاب روز (V/C/S) |
حداقلی/حداکثری (F/N) |
||
|
حجم ریالی (V) |
تعداد نماد (C) |
متوسط حجم و نماد (S) |
||
|
اَخزا (A) |
مجموعه 1 (AFV) |
مجموعه 2 (AFC) |
مجموعه 3 (AFS) |
حداکثری |
|
مجموعه 4 (ANV) |
مجموعه 5 (ANC) |
مجموعه 6 (ANS) |
حداقلی |
|
|
اراد (E) |
مجموعه 7 (EFV) |
مجموعه 8 (EFC) |
مجموعه 9 (EFS) |
حداکثری |
|
مجموعه 10 (ENV) |
مجموعه 11 (ENC) |
مجموعه 12 (ENS) |
حداقلی |
|
|
ترکیب اَخزا و اراد (T) |
مجموعه 13 (TFV) |
مجموعه 14 (TFC) |
مجموعه 15 (TFS) |
حداکثری |
|
مجموعه 16 (TNV) |
مجموعه 17 (TNC) |
مجموعه 18 (TNS) |
حداقلی |
|
4. برازش منحنی بازده و بررسی نتایج
بر پایهٔ NSS برای 50 روز[41] با رتبهٔ برتر در هر مجموعهٔ آماری از 18 مجموعه، جمعاً 900 منحنی برازش شد؛[42] سپس همهٔ منحنیهای برازششده نامگذاریشده و مجتمعاً فهرست شدند و شاخصهای عملکردی هشتگانه (جدول9) برای آنها محاسبه شد. در نهایت، مجموعههایی که بیشترین فراوانی را در بین 10 رتبهٔ برتر از هرکدام از 8 شاخص عملکردی داشتند به ترتیب فراوانی فهرست شدند (جمعاً 80 منحنی برتر).[43] (نمودار6 [44]) بهترین مجموعه، مجموعهٔ آماری شمارهٔ 1 (AFV) است.[45] در مجموع، دادههای اَخزا نتایج بهتری دارند، گرچه 1. دادههای اراد و 2. دادههای ترکیبی نیز 30 رتبه کسب کردهاند. مخصوصاً احراز رتبهٔ دوم برای مجموعهٔ[46] 13 (مجموع اَخزا-اراد-فیلتراسیون حداکثری) نشان میدهد که فرضیهٔ اول رد نمیشود.
جدول (9): معیارهای عملکردی برای مقایسهٔ مجموعههای آماری
|
توضیح کوتاه |
معیار |
شماره |
|
میانگین قدر مطلق اختلاف بین مقادیر پیشبینیشده و واقعی |
MAE |
1 |
|
ریشه میانگین مربعات خطا |
RMSE |
2 |
|
- |
AIC |
3 |
|
- |
BIC |
4 |
|
- |
R² |
5 |
|
- |
Adjusted R² |
6 |
|
- |
CV |
7 |
|
تقسیمRMSE بر دامنه یا میانگین دادهها |
NRMSE |
8 |
منبع: یافتههای تحقیق
برای بررسی فرضیهٔ 2، منحنی برای 3 مدل و 2 مجموعهٔ برتر (جمعاً 6 مدل) برازش شده، نتایج در نموار 7، نمودار 8، نمودار 9، نمودار 10، نمودار 11 و نمودار 12 آمده است. یافتهها حاکی است در دادههای اَخزا، مدلهای NS و NSS پارامترهای اصلی مدلها (نمودار 7 و نمودار 9) بهویژه β₀، تقریباً برابر و حدود 33 درصد است. این رفتار قابل انتظار است، زیرا دادههای اَخزا، محدودیتهایی از نظر تنوع سررسید دارند و مدلها تنها بخش محدودی از مشخصات آنها را تفکیک میکند. در این شرایط، λ₂ در مدل NSS (نمایانگر انحنای کوتاهمدت) تأثیر چندانی ندارد و پارامترهای NSS و NS تقریباً یکسان میشوند. در مورد مدل اسپلاین (خط آبی در نمودار 11و نمودار12)، نرخها در محدوده 31 تا 32.5 درصد برای مجموعهٔ یک، و معادل 35 درصد برای مجموعهٔ 13 است. بااینحال، هنگامی که دادههای اراد به اَخزا اضافه میشود (دادههای ترکیبی)، تغییر قابل توجهی در مقادیر پارامترها رخ میدهد. در این حالت، β₀ در مدل NSS (نمودار8) به 6 درصد کاهش مییابد، درحالیکه همین پارامتر در مدل NS(نمودار 10) تقریباً 18 درصد است.
نتایج حاصل از مقایسۀ عملکرد مدلها براساس ملاکهای هشتگانه و نیز شاخصهای سهگانۀ NRMSE،RMSE و MAE در بهترین ۵۰ روز معاملاتی نشان میدهد در هر دو مجموعه آماری ۱ و ۱۳، مدل NSS نسبت به اسپلاین و NS بهترتیب ضعیفتر و قویتر است، اما این برتریها از نظر مقدار ناچیز است و در اغلب موارد اختلافها به هزارم درصد میرسد. (جدول 10، سطر 5 تا 8 و بخش دوم ازجدول 11)
برای ارزیابی دقیقتر تفاوت عملکرد پیشبینی مدلها، از آزمون دایبولد–ماریانو استفاده شده است. در این چارچوب، در هر روز معاملاتی، اوراق بدهی بر اساس سررسید به سه گروه کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تقسیم شده و سپس نمونهای تصادفی به نسبت ۸۰–۲۰ برای برآورد مدل و آزمون خارج از نمونه انتخاب شده است. خطای پیشبینی بر مبنای معیار MSE محاسبه و آماره آزمون بر اساس تفاضل خطای مدل مبنا (NSS) و مدلهای جایگزین استخراج شده است. نتایج نشان میدهد که در هر دو مجموعه، تفاوت معناداری میان خطای پیشبینی مدل NSS و مدلهای جایگزین وجود ندارد. (جدول 10 و جدول 11 سطور1تا4) این امر بیانگر آن است که افزودن دادههای ترکیبی و تغییر در مقادیر پارامترها، هرچند بر سطح نرخها و شکل منحنی بازده اثرگذار بوده، منجر به تفاوت معنادار در دقت پیشبینی مدلها نشده است. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که اگرچه در برخی مقاطع و بر اساس برخی شاخصهای خطا، مدل اسپلاین یا مدل NSS عملکرد نسبی بهتری نشان میدهنداما این تفاوتها از منظر آماری معنادار نیستند. بنابراین، شواهد تجربی نشان از نبود تفاوت معنادار در دقت پیشبینی میان مدل NSS و مدلهای جایگزین در هر دو مجموعه آماری مورد بررسی بوده و در نتیجه، فرضیه دوم پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار میان عملکرد این مدلها رد میشود.
همچنین مسئلهٔ شایع همخطی[47] بین پارامترهای دو مدل بر اساس شاخص VIF (Variance inflation factor) بررسی و نهایتاً برای NS رد،[48] ولی برای NSS تأیید و در بین مجموعههای آماری، همخطی در مجموعهٔ 13 کمتر است. (جدول 12 ) به منظور بررسی پایداری زمانی و ارزش آماری مدل NSS، پویایی و خودهمبستگی پارامترهای برآوردی مورد تحلیل قرار گرفت. با توجه به ساختار بازار بدهی ایران و محدودیت دادههای مربوط به اوراق بلندمدت، صرفاً β₀/ β₁درNSS تحلیل شدند. توابع خودهمبستگی (ACF) /خودهمبستگی جزئی (PACF) (نمودار 19 ونمودار 20) نشان داد که این دو عمدتاً دارای همبستگی کوتاهمدت در وقفههای ابتدایی هستند و ضرایب بهسرعت به محدوده اطمینان بازمیگردند )وجود پویایی محدود و رفتار مانا در ضرایب مدل(.[49] آزمون دیکیفولر تعمیمیافته (ADF (Augmented Dickey–Fuller)) مانایی پارامترها در سطوح مختلف خطا را تأیید میکند.(جدول 13) آزمون خودرگرسیونی از مرتبه بهینه (Autoregressive Test (AR)) نشان میدهد که ضرایب تأخیری در وقفههای پایین (عمدتاً تا وقفه 5) از لحاظ آماری معنیدار و دارای مقادیر مثبت هستند که بیانگر وجود پویایی کوتاهمدت و بازگشت تدریجی ضرایب به مقدار تعادلی خود است. در همه موارد، مقادیر ویژهٔ چندجملهای مشخصه بزرگتر از واحد بودند (|λ|>1) که حاکی از مانایی فرایند تولید ضرایب و نبود روند انفجاری در رفتار زمانی آنها است. بهطور ویژه،β₀ در هر دو مجموعه نشاندهندهٔ ثبات کلی و رفتار همگرا نسبت به میانگین بلندمدت است؛ درحالیکه β₁ نوسانات محدود و پایداری را حول مقادیر تعادلی نشان میدهد. (نمودار 21، نمودار 22، نمودار 23 و نمودار 24)
5. یافتهها و پیشنهادهای پژوهشی-سیاستی
دولت برای بهینهیابی استراتژی تأمین مالی خود اعم از بهینهیابی در سررسیدها، بار سود، نرخ سودبرگ، مسیر زمانی انتشار اوراق در طول برنامههای توسعه و غیره نیازمند تخمین صحیح منحنی بازده است. بانک مرکزی نیز برای دستیابی به اهداف خود در کنترل تورم و ایجاد رشد اقتصادی نیازمند درک و پیشبینی مسیر نرخ سود در افق زمان مخصوصاً از منظر انتظارات فعالان اقتصادی است. پس این مطالعات نهتنها به توسعهٔ نظری ادبیات بازار بدهی در کشور کمک میکند، ابزارهای عملی در اختیار دولت و سیاستگذار پولی قرار میدهد تا در تصمیمگیری برای مدیریت بدهی و بار سود آن و همچنین کنترل تورم عملکرد بهتری صورت گیرد.
یافتهها حاکی است: 1. افزودن اراد برازش را بهبود میدهد و این یافته مشارکت جدی این مقاله است؛ 2. در مقایسۀ دو مدل NSS و NS در هر دو مجموعه، مدل NSS بر اساس شاخصهای مختلف عملکرد نسبی بهتری نشان میدهند. این نتیجه موافق با نتیجهٔ مسعودی و همکاران[50] است که در اَخزا، NSS را برتر از NS دیده است، اما اختلافها بسیار اندک و ناچیز است. بههمین دلیل، نتایج آزمون دایبولد–ماریانو بیانگر آن است که در هر دو مجموعه آماری ۱ و ۱۳، تفاوت معناداری میان خطای پیشبینی مدل NSS با مدلهای NS و اسپلاین وجود ندارد و فرض برابری عملکرد در بیش از ۹۰ درصد روزها رد نمیشود؛ ازاینرو فرضیه دوم پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار میان مدل NSS و مدلهای جایگزین رد میشود. 3. مشکل همخطی در NSS و مخصوصاً در اَخزا وجود دارد؛ پس ترجیح قبلی ما در استفاده از NS در مقایسه با NSS و دادههای ترکیبی تقویت میشود.
پژوهشهای آتی میتوانند با استفادهٔ همزمان از اراد و اَخزا، سایر مدلهای خانوادهٔ NS مثل AFNS یا مدلهای تعادلی مثل CIR را مدنظر قرار دهند و رفتار اجزای منحنی را در چهارچوبی سازگار با اصول اقتصادی تحلیل و نتایج را با مقالهٔ حاضر مقایسه کنند؛ تحقیقات آتی میتواند بر بررسی دقیقتر پدیدهٔ همخطی میان پارامترها در مدلهای NS تمرکز کند. چنین مطالعاتی میتواند راهکارهای پیشرفتهتری برای کاهش همخطی، مانند اعمال قیود اقتصادی، بهکارگیری روشهای تنظیمگر یا مدلسازی عوامل دینامیک ارائه کنند؛ همچنین بررسی قدرت پیشبینی خارج-از-نمونه (Out-of-sample Forecasting) این مدلها مفید است؛ در نهایت، بررسی اثر سیاستهای پولی و انتشار اوراق بر منحنی بهویژه نحوهٔ فعالیت بانک مرکزی در بازار ریپو و اثر آن بر سطح نرخهای کوتاهمدت، شیب منحنی و انتظارات بازار مفید است. تحلیل این اثرات، دیدگاه عملی سیاستمحور را بر مطالعات حاکم کرده به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد کمک میکند تا اثر انتشار اوراق یا عملیات بازار باز را بر هزینه و سایر ابعاد تأمین مالی دولت ارزیابی کنند.
برای رسیدن به درک بهتر از منحنی بازده پیشنهادهای سیاستی زیر ارائه میشود: 1. واقعیسازی قیمتهای معاملاتی اراد هنگام عرضه از سوی دولت باعث اصلاح دادهها خواهد شد؛ 2. انتشار اوراق با سررسیدهای متنوعتر بهصورتی که همهٔ سررسیدهای منحنی دارای دادهٔ مربوطه باشند، توزیع متوازن دادهها و پیوستگی منحنی را تضمین میکند؛ 3. انتشار اوراق بلندمدت با تکیه بر ابزارهایی مثل اوراق شاخصی (Index-Linked Bonds or Indexed Bonds)، کمک شایانی به تقویت دادهها مخصوصاً در سررسیدهای بلندمدتتر و معنیدار شدن استفاده از NSS میکند؛ 4. متنوعسازی تأمین مالی دولت با ارائهٔ ابزارهای مالی جدید، افزایش سهم سایر ابزارهای موجود مثل اوراق وکالت و معرفی اوراق نقدی بدون سودبرگ کوتاهمدت (سررسید کمتر از یک سال) با توجه به روند رو به حذف کامل اَخزا در استراتژی دولت،[51] باعث تقویت مجموعههای آماری و برازش بهتر منحنی خواهد شد؛ همچنین در راستای تعمیق بازار بدهی توصیه میشود در حال حاضر بخش زیادی از اوراق عرضهشده در هر اعلامیه خریداری نمیشود. ارائهٔ برنامهٔ زمانبندی انتشار اوراق در لایحهٔ بودجهٔ سالانه و پایبندی به آن میتواند این مسئله را حل کند. این کار، همچنین باعث افزایش توجه بخش خصوصی به این بازار و در نتیجه تقویت جایگاه اوراق اسلامی در بازار سرمایه و تأمین مالی تولید میشود. در نتیجهٔ عمیقتر شدن بازار، بانک مرکزی ابزار مناسبتری برای اعمال سیاستهای پولی خود خواهد داشت؛ وجود هماهنگی بین وزارت اقتصاد و بانک مرکزی نقشی کلیدی در کاهش اعوجاج نرخهای کوتاهمدت و سایر مشخصات منحنی ایفا میکند. یکی از الزامات این موضوع، امکان مداخلهٔ مستقیم بانک مرکزی در بازار در هنگام عرضهٔ اوراق است. در این راستا اقتصاددانان اسلامی میتوانند عقد مناسبی برای این مهم پیشنهاد کنند.
[1]. ازاینپس بهجای کلمهٔ اسناد خزانهٔ اسلامی و اوراق مرابحهٔ عام به ترتیب از کلمهٔ اَخزا و اِراد استفاده میشود.
[2]. اَخزا، ریسک سرمایهگذاری مجدد سودبرگها را نداشته، بهترین مبنا برای اندازهگیری نرخ سود بدون ریسک اقتصاد است. تخمین نرخهای نقطهای از اوراق بدون سودبرگ ساده است، زیرا این اوراق تنها به پرداخت نهایی وابستهاند، درحالیکه برای اوراق با سودبرگ، تعیین نرخ نیازمند در نظر گرفتن جریان نقدی و استفاده از روشهایی مثل بازنمونهگیری است که نرخ بازدهی بدون سودبرگ آنها را محاسبه نماید. به این دلیل، پژوهشهای داخلی صرفاً اَخزا را مدلسازی کردهاند.
[3]. علاقهمندان به اطلاعات بیشتر در این خصوص میتوانند به کتاب مصوبات کمیته فقهی سازمان بورس مراجعه کنند.
[4]. Charles R. Nelson and Andrew F. Siegel, “Parsimonious Modeling of Yield Curves,” Journal of Business 60, no. 4 (1987): 473-489.
[5]. Francis X. Diebold and Roberto S. Mariano, “Comparing Predictive Accuracy,” Journal of Business & Economic Statistics 13, no. 3 (1995): 253-263.
[6]. Oldrich Vasicek, “An Equilibrium Characterization of the Term Structure,” Journal of Financial Economics 5, no. 2 (1977): 177-188.
[7]. John C. Cox, Jonathan E. Ingersoll Jr., and Stephen A. Ross, “A Theory of the Term Structure of Interest Rates,” Econometrica 53, no. 2 (1985): 385-407.
[8]. Kenneth J. Singleton, “Dynamic Term Structure Modeling,” Annual Review of Financial Economics 4, no. 1 (2012): 21-43.
[9]. Milton Friedman, A Program for Monetary Stability (New York: Fordham University Press, 1960).
[10]. J. Huston McCulloch, “Measuring the Term Structure of Interest Rates,” Journal of Business 44, no. 1 (1971): 19-31.
[11]. C. Tanggaard, “Nonparametric Smoothing of Yield Curves,” Review of Quantitative Finance and Accounting 9 (1997): 251-267.
[12]. Oliver B. Linton et al., “Yield Curve Estimation by Kernel Smoothing Methods,” Working paper (April 3, 2000). http://dx.doi.org/10.2139/ssrn.222369.
[13]. Yan Liu and Jing Cynthia Wu, “Reconstructing the Yield Curve,” Journal of Financial Economics 142, no. 3 (2021): 1395-1425.
[14]. به همین دلیل، مدلهای اقتصادیِ منحنی بازده مثل فیشر (1896)، معمولاً مورد انتقاد پژوهشگران معتقد به روش پارزن بودند.
[15]. Robert R. Bliss, “Testing Term Structure Estimation Methods”, in Advances in Futures and Options Research, eds. Phelim P. Boyle, George Pennacchi, and Peter Ritchken (Bingley, UK: Emerald Group Publishing, 1999).
[16]. Bank for International Settlements, “Zero-Coupon Yield Curves Estimated by Central Banks,” BIS Papers, no. 25 (2005). https://www.bis.org/publ/bppdf/bispap25a.pdf.
[17]. Nelson and Siegel, “Parsimonious Modeling of Yield Curves,” 473-489.
[18]. Arturo Estrella and Gikas A. Hardouvelis, “The Term Structure as a Predictor of Real Economic Activity,” Journal of Finance 46, no. 2 (1991): 555-576.
[19]. Lars E.O. Svensson, “Estimating and Interpreting Forward Interest Rates: Sweden 1992–1994,” IMF Working Paper, no. 94/114 (1994).
[20]. تفسیر پارامترهای NSS در جدول آمده است. پارامترهای 1 تا 4 از این جدول مختص مدل NS است. مدل NSS به دلیل وجود پارامترهای نرخ زوال باید از روش غیرخطی (NLS) برازش شود؛ ولی اگر پارامترهای نرخ زوال ثابت فرض شوند (مثلاً مستند به تحقیقی دیگر) میتوان آن را از روش خطی (OLS) برازش کرد.
[21]. Daniel Banholzer, Jens Fliege, and Rüdiger Werner, “Revisiting the Fitting of the Nelson–Siegel and Svensson Models,” Optimization 73, no. 10 (2024): 3021-3053.
[22]. سعید مسعودی، غلامرضا محفوظی، و سیدمظفر میربرگکار، «ارائه الگوی مناسب منحنی بازده اسناد خزانه اسلامی با تکیه بر مدلهای نلسون-سیگل و اسونسون در بازار مالی ایران»، دانش سرمایهگذاری 14، شماره 53 (1402): 687–716.
[23]. Refet S. Gürkaynak, Brian Sack, and Jonathan H. Wright, “The U.S. Treasury Yield Curve: 1961 to the Present,” Journal of Monetary Economics 54, no. 8 (2007): 2291-2307.
[24]. Jens H. E. Christensen, Francis X. Diebold, and Glenn D. Rudebusch, “An Arbitrage-Free Generalized Nelson–Siegel Term Structure Model,” Econometrics Journal 12, no. 3 (2009): C33-C64.
[25]. Nelson and Siegel, “Parsimonious Modeling of Yield Curves,” 473-489.
[26]. Francis X. Diebold and Canlin Li, “Forecasting the Term Structure of Government Bond Yields,” Journal of Econometrics 130, no. 2 (2006): 337-364.
[27]. سعید محمدیاقدم و دیگران، «پیشبینی منحنی بازده ایران: ترکیب مدل عاملی با رویکرد یادگیری ماشین»، چشمانداز مدیریت مالی 15، شماره 1 (1404): 9–39.
[28]. Jan Annaert et al., “Estimating the Yield Curve Using the Nelson–Siegel Model: A Ridge Regression Approach,” International Review of Economics & Finance 27 (2013): 482-496.
[29]. Ángel, León, Antonio Rubia, and Lidia Sanchis-Marco, “On Multicollinearity and the Value of the Shape Parameter in the Term Structure Nelson-Siegel Model,” AESTIMATIO, The IEB International Journal of Finance 16 (2018): 8-29.
[30]. Jens H. E. Christensen, Jose A. Lopez, and Glenn D. Rudebusch, “Pricing Deflation Risk with U.S. Treasury Yields,” Federal Reserve Bank of San Francisco Working Paper, no. 2012-07 (2011).
[31]. Diebold and Li, “Forecasting the Term Structure of Government Bond Yields,” 337-364.
[32]. تا پایان تابستان 1404 هنوز اَخزا منتشر نشده است. حجم ریالی معاملات اَخزا در سال جاری هرگز به سقف خود در بهترین روز مهرماه سال 1403 معادل 750 میلیارد تومان نرسیده است. حجم ریالی معاملات اِراد و اَخزا قابل مقایسه نیستند و نسبت آنها 20 به 1 است.
[33]. مسعودی، محفوظی، و میربرگکار، «ارائه الگوی مناسب منحنی بازده اسناد خزانه اسلامی»، 687–716.
[34]. Gürkaynak, Sack, and Wright, “The U.S. Treasury Yield Curve: 1961 to the Present,” 2291-2307.
[35]. بروز معاملات نامعمول/پَرت در معاملات اِراد زیاد است. در زمان نگارش این مقاله، وقوع معاملات ثانویهٔ اِراد در نرخهای زیر 35 درصد معقول نیست. در چنین معاملاتی، فروشندگان به خریداران نرخهای ترجیحی ارائه میکنند. استراتژی حذف معاملات نامعمول به واقعنمایی منحنیهای بازده کمک خواهد کرد.
[36]. معاملات ثانویهٔ اَخزا و اِراد به ترتیب از تاریخ 8 مهر 1394 و 25 اسفند 1398 آغاز شد.
[37]. در این مقاله معاملات بلوکی در مجموعههای آماری وارد نشدهاند.
[38]. تعداد نمادهای منتشرشده اِراد 207 عدد است، ولی 16 عدد از آنها دادهٔ قیمتی ندارند. سایر اوراق دولتی مثل کاَخزا به دلیل ناچیز بودن ارزش معاملات و تعداد نمادهای آن از لیست حذف شدند.
[39]. برای بعضی روزها نرخ بازدهی منفی است که علت این موضوع مشخص نیست (احتمالاً خطای انسانی در سایت فرابورس)، ولی چون برای روزهای کمی اتفاق افتاده است، نادیده انگاشته شده است.
[40]. در زمان نگارش مقاله، اِراد در نرخهای حدود 28.7 درصد بهصورت رسمی از سوی دولت منتشر میشود؛ اما با توجه به اینکه نرخ معاملات ثانویه در بازار حدود 35 درصد است، مابهالتفاوت این دو نرخ (پیشنهاد نرخ ترجیحی) از سوی ذینفع بخش خصوصی تأمین مالی میشود و دولت این تأمین مالی را در قالب بیشبرآورد صورتوضعیت کالا و خدمات پرداخت میکند. لازم به ذکر است دولت درصدد اصلاح رویهٔ فوق و واقعیسازی نرخهای عرضهٔ این اوراق است.
[41]. نمودار 13، نمودار 14 و نمودار 15 منحنیهای سهبعدی بازده برای هر یک از مجموعههای 1-اَخزا، 2-اِراد و 3-مجموع اَخزا و اِراد برای کل روزهای طی دوره و بر مبنای فیلتر حداکثری رسم شده است.
[42]. در اینجا 900 روز متفاوت مدنظر نیست. ممکن است بسیاری از منحنیها در یک روز رسم شده باشند، در هر صورت هر منحنی ویژگیهای خاص خود را دارد. چون هر کدام بر مبنای مجموعهٔ دادههای آماری یکتایی برازش شده است.
[43]. از 900 منحنی برازششده تعداد 26 منحنی به دلایل وجود مقادیر حدی در شاخصهای هشتگانه مثلاً R2=1 حذف شدند که اکثر آنها نیز در بین مجموعههای اِراد بودند.
[44]. اشکال و جداول این بخش در ضمیمه هستند.
[45]. پژوهشگران از اهمیت حجم ریالی معاملات غفلت کردهاند. معنای عدد 19 برای این مجموعه این است: از بین 50 منحنیِ برازششده برای بهترین 50 روز از این مجموعهٔ آماری (چون مبنا حجم ریالی است، پس بهترین 50 روز از حیث حجم ریالی معاملات مدنظر است.)، تعداد 19 عدد در بین رتبههای 1 تا 10 ملاکهای عملکردیِ 8 گانه (80 منحنی برتر) هستند؛ یعنی حدوداً 25 درصد از بهترین منحنیهای برازششده از حیث عملکردهای 8 گانه در ذیل این مجموعهٔ آماری برازش شدهاند. بهترین روز نمونه، 24 مهر سال 1403 است. جالب است که روز 24 مهر از حیث تعداد نماد معاملاتی نیز نسبت به رتبههای 2، 3، 4 و 5 برتر است. تعداد نمادهای معاملاتی روز مذکور 23 عدد است که بعد از فیلتر اول 21 عدد و بعد از فیلتر دوم 19 عدد باقی مانده است. با توجه به تغییر تمرکز دولت از اَخزا به اِراد، پیشبینیپذیر است که در هیچ روزی در سال 1404 از حیث حجم ریالی معاملات روزانه، رکورد روزهای سال قبلی تکرار نشده است؛ همچنین نحوهٔ توزیع 50 روز برتر بین ماههای مختلف در سالهای مختلف در جدول 13 و برخی شاخصهای مرکزی و پراکندگی پارامترهای تخمینزدهشده برای 50 روز برتر این نمونه در جدول 14 آمده است.
[46]. برخی شاخصهای مرکزی و پراکندگی پارامترهای تخمینزدهشده برای 50 روز برتر این نمونه در جدول 15 آمده است.
[47]. Annaert et al., “Estimating the Yield Curve Using the Nelson–Siegel Model,” 482-496.
[48]. همخطی بین پارامترها وجود دارد، ولی مشخصاً در NS میتوان از آن چشمپوشی کرد، چون مقادیر شاخص VIF کمتر از 10 است. مقدار شاخص برای NSS تقریباً نزدیک به 10 است و میتوان همخطی برای NSS را تأیید کرد. (جدول)
[49]. این نتیجه مخالف نتیجهگیری محمدیاقدم و همکاران (1404) در مورد β₀ است.
[50]. مسعودی، محفوظی، و میربرگکار، «ارائه الگوی مناسب منحنی بازده اسناد خزانه اسلامی»، 687–716.
[51]. اوراق مرابحهٔ عام این قابلیت را دارد.